دیزاینرها و هنرمندان

«مردی میان رمز و پارچه»: گلن مارتنز و نگاهی به مد معاصر

۹ آذر ۱۴۰۴ · زمان مطالعه: ۴ دقیقه

«مردی میان رمز و پارچه»: گلن مارتنز و نگاهی به مد معاصر

«مردی میان رمز و پارچه»: گلن مارتنز و نگاهی به مد معاصر

هرگاه نام گلن مارتنز به میان می‌آید، تصویری از «شورش علیه ساختارهای مرسوم» در ذهن تداعی می‌شود. اما شورش او نه بی‌هویت و شلوغ، بلکه هدفمند و دقیق است. او برای جلب توجه نمی‌آید، بلکه برای معنا دادن به مد امروز تلاش می‌کند.

قبل از آن‌که نام مارتنز با مزون افسانه‌ای مارجلا گره بخورد، او مسیری متفاوت طی کرده بود. از کار در استودیوهای مختلف گرفته تا هدایت Y/Project برای یازده سال و بعد نوسازی زبان بصری دیزل. اما حضور او در مارجلا داستانی دیگر دارد؛ او نیامده است تا فقط مسیر گذشته را ادامه دهد، بلکه آمده تا تجربه‌ای نو بسازد، تجربه‌ای که مد را با تاریخ، اعتراض، هنر و کارکرد پیوند می‌دهد.

⸻

Glenn Martens

⸻

میراث، قطعات فراموش‌شده و بازگشت به ریشه‌ها

مدیر خلاقیت هر برند بزرگ با پیشینه‌ای غنی، وظیفه سختی دارد: روبه‌رو شدن با میراث. مارتنز این چالش را پذیرفت و از اولین مجموعه‌اش وعده داد: «بلند و جسورانه». این یعنی چیزی فراتر از بازخوانی صرف گذشته.

روح مارجلا بر بازاندیشی فرم و ساختار استوار است؛ چیزی که نسل‌های زیادی را تحت‌تأثیر قرار داده است. مارتنز وقتی آرشیو قدیمی این برند را دید، متوجه شد که در دوران Y/Project ناخودآگاه از آن‌ها الهام گرفته است. هدف او تقلید یا بازسازی نبود. او می‌خواست با احترام به ریشه‌ها، خوانشی تازه برای مخاطب امروز ارائه دهد، بدون اینکه آن‌ها را تبدیل به موزه کند.

⸻

Glenn Martens

⸻

معماری بدن: زبان بصری مارتنز

مارتنز ریشه در هنرهای زیبا دارد، جایی که فرم، فضا و خط معنا پیدا می‌کنند. همین نگاه باعث شده است که لباس برای او تنها «پوشش» نباشد، بلکه ساختاری باشد برای بدن و فضا.

در Y/Project، بارها دیده شد که لباس‌های او جنبه مفهومی و هنری دارند: لایه‌چینی پیچیده، پارچه‌های تاخورده، برش‌های غافلگیرکننده و بازی با حجم. خودش گفته بود: «این لباس‌ها برای گرم ماندن نیستند؛ بیانیه‌های زیبایی‌شناختی‌اند.» اما در مارجلا، دنیایی سرشار از هویت گنگ، پیچیدگی و اعتراض است. مارتنز تلاش می‌کند میان زبان ساختاری خودش و روح شورشی مارجلا پلی بسازد — ترکیبی از فرم و بی‌نظمی، سنت و تجربه نو.

⸻

fashion show

⸻

نقدها: میان بازگشت و سرگردانی

با تمام تحسین‌ها، نقدهایی نیز درباره مسیر مارتنز وجود دارد:

فشار بازار و تجاری‌سازی: سابقه مارتنز در برندهای پرمخاطب توقع «قابل‌پوشیدن بودن» کارهایش را بالا می‌برد، در حالی که روح مارجلا گاهی با این فشارها در تضاد است.

ابهام در هویت بصری: در بازخوانی میراث مارجلا، گاهی مرز بین «ارجاع هوشمندانه» و «تکرار» محو می‌شود. خود مارتنز هم گفته که ابتدا حس می‌کرد در Y/Project از آرشیو مارجلا الهام گرفته بوده.

فاصله میان هنر و پوشیدنی بودن: فرم‌های غیرمعمول و لایه‌بندی‌های عجیب ممکن است برای مخاطب عام گیج‌کننده باشد؛ زیرا لباس باید برای زندگی روزمره طراحی شود، نه صرفاً بیانیه هنری.

مقایسه ناگزیر با مارتین مارجلا: حتی اگر مارتنز مسیر خودش را دنبال کند، مقایسه‌ها همیشه او را با دوران طلایی گذشته مارجلا مقایسه می‌کنند. این مقایسه‌ها همیشه منصفانه نیستند.

⸻

Glenn Martens

⸻

چرا مارتنز الهام‌بخش است؟

برای طراحانی که به دنبال ترکیب لطافت، قدرت و رمانتیسیسم‌اند، نگاه مارتنز نکات ارزشمندی دارد:

جرأت مفهومی شدن: او لباس را یک بوم می‌داند؛ جایی برای ساختن معنا، نه فقط پوشاندن بدن.

بازی با تضادها: سخت و نرم، زنانه و مردانه، مینیمال و اغراق‌آمیز — همه می‌توانند در کنار هم معنا بسازند.

⸻

fashion show

⸻

مارتنز؛ پلی میان گذشته و امروز؟

ورود مارتنز به مزون مارجلا نه تداوم صرف است و نه بازتولید. او می‌خواهد پلی بسازد میان گذشته و آینده—پلی که میراث را زنده نگه دارد اما به آن شکل تازه بدهد. موفقیت این مسیر به توانایی او در حفظ تعادل بستگی دارد: میان تاریخ و نوآوری، احساس و ساختار، بازار و هنر.

برای طراحانی که می‌خواهند روایت شخصی‌شان را به لباس بیاورند، مارتنز یادآور این است که مد فقط لباس نیست؛ گفت‌وگویی است میان ذهن طراح و چشم مخاطب. و اگر این گفت‌وگو درست شکل بگیرد، مخاطب آماده پذیرش مد متفاوتی خواهد بود — مدی که حرف می‌زند، نه فقط پوشانده می‌شود.

⸻

Glenn Martens

⸻

نظرات (۰)

دیدگاه خود را بنویسید

مطالب مرتبط

«مردی میان رمز و پارچه»: گلن مارتنز و نگاهی به مد معاصر | الی جسمانی | ELLIE JESMANI